شيخ ذبيح الله محلاتى

210

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و على متقى حنفى در كنز العمال در جزأ سادس ص 18 طبع حيدرآباد هند بسندهاى بسيار از رسول خدا حديث كند كه چون روز قيامت شود منادي از بطنان عرش ندا كند كه چشمهاى خود بپوشيد و سرهاى خود فرود آريد كه اينك فاطمه دختر محمد مىخواهد از صراط عبور كند با هفتاد هزار حور العين همانند برق جهنده . ( 15 ) نامهء برات آزادى ( نا ) از كتاب ابو بكر حافظ بن مردويه المتوفى سنه 352 كه از مشاهير اهل سنت است سند بسنان بن اوسى مىرساند كه گفت رسول خدا فرمود خداى تعالي چون فاطمه را با على تزويج كرد فرمان داد برضوان خازن بهشت كه شجرهء طوبى را حمل رقاع از براى محبين آل محمد بنمايد سپس همانند باران آن نامهاى برات بيزارى از آتش جهنم از او فروريخت ملائكه آن رقاع را ضبط كردند چون روز قيامت شود آن ملائكه هريك از محبين آل محمد را يك نامه براى آزادى از آتش جهنم به او داده خواهد شد . ( 16 ) تابش نور از ثناياى فاطمه ابو السعادات در كتاب فضائل و ثعلبى در تفسير خود بنا بر نقل صاحب ناسخ در تفسير قوله تعالى ( لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً ) از ابن عباس حديث كنند كه چون اهل بهشت ساكن شوند تابش نورى را بنگرند عرض كنند پروردگارا در كتاب خود خبر دادى كه در بهشت آفتاب و ماه نيست پس اين روشنائى چيست اين وقت منادى ندا كند اين نور شمس و قمر نيست فاطمه از چيزى تعجب نمود خنديد اين نور از ثناياى اوست كه بهشت را روشن كرده است . ( 17 ) صفة قصر فاطمه ( نا ) ابو صالح مؤذن در اربعين خود سند بابن مسعود مىرساند كه گفت از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود گاهى كه خداوند فرمان داد كه فاطمه را با على كابين بندم پس